آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 32
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
از تاريخ باستان ، انتقاد از بيداد ، برانگيخته شدن شور تجدد ، تجديد حيات فكرى ، تنوع موضوعات و گاه همراه با كاربرد لغات فرنگى است ، در مجموع نمونهاى جامع از مختصات زبانى و فكرى ادبيات مشروطه را نيز ارائه مىدهد . نگارش كتاب از 6 شعبان 1326 آغاز شده ، پس از هفتاد روز ، يكباره رها مىگردد و نويسنده پس از هشتاد و دو روز « 1 » به تهران بازگشته و خاطراتى تلخ و شيرين امّا قابل تأمل و آموزنده و جذاب از زندگانى خود ، در برههاى از دوران تلخ و تاريك استبداد صغير ، باقى مىگذارد . او ضمن وصف حال خود در شب قبل از حركت مىنگارد كه « غواص فكرم در درياى ظلمت آن شب به غواصى گوهر مقصود مىشتافت و لشكر خيالم چون جند اسكندر در وادى ظلمات از پى تحصيل سرچشمهء آب حيات به هر سو مىتاخت . » و فرداى آن شب هنگام عزيمت به مشهد چنين مىسرايد : گر در ره عشق تو هزاران سنگ است * ور پاى اميد من به كويت لنگ است گر خار رهت به پا خلد برگيرم * در ديده كشم كه اين مرا آهنگ است و چون از دروازه خارج مىشوند مىآورد كه مىخواستمت پيشكشى لايق خدمت * جان نيز حقير است ندانم چه فرستم آقا سيد مصطفى كه خود يكى از مشروطهطلبان پرتلاش بود . براساس تقوا و تهذيب از سوى صنف سمسار تهران در سن چهل و هشت سالگى به نمايندگى برگزيده شد . « 2 » بعد از بمباران مجلس او نيز مانند ساير آزاديخواهان و مشروطهطلبان مورد يورش و چپاول قرار گرفت . در مورد موقعيت خود در آن دوران سخت مىفرمايد : « اين بىمقدار هم از ترس اشرار در مدت 34 يوم ، چون بوم در ويرانهها به سر بردم و چندى در نهانخانهء محنت و در زاويهء رهبت زندانى شدم . . . » سپس از چپاول اموالش توسط يغمابران حكومت اينگونه ياد مىكند : « دريغ كه
--> ( 1 ) . پنجشنبه 6 شعبان تا سهشنبه 29 شوال 1326 - 12 شهريور تا 2 آذر 1287 - 3 سپتامبر تا 23 نوامبر 1908 . ( 2 ) . ر . ك : تاريخ مشروطه ايران ، ص 168 ، ص 181 و تاريخ بيدارى ايرانيان ، ج 4 ، ص 15 .